عوض مال من شد
انقدر که کویر هم چمن شد
خنده هست
اما از عادت کار من شد
کم نمی گرده چشام
گاهاً نمیفهمم کجام
با خودم در جدلم
نه این من نیستم,بدلم
دوستت داشتم و حالا دودلم
نبینمت راحتم, اینه مدلم
در درس عشق رد شدم
حتماً کم بود معدلم
جا وا کردم براشون
جوری که دل ببندی و بشی فداشون
مخاطبات زیاد شدن؟
مراقب باش,گوسفندا هم صیاد شدن
این روزها محترم هاش هم شیاد شدن
از کنارت رد میشن خیلیا زود
حتی کسی که معشوق لیلیا بود
اما نگاه نکرد
فلبش رو کلبه کرد
اما بنگاه نکرد
زمین نشست
اما قلبش رو گذرگاه نکرد
این روزا همه شبیه هم
اما زود آشنا میشه غریبه هم
همیشه اولش میگن سلام
اما وقتی آخرش باشه کلام
با یه گمشو همه میشه تمام
آفتابشونو شرق دارن خیلیا
اما یکم فرق دارن بعضیا
آفتاب من راه میره
زود همه چیز رو به چاه میده
پشت پیراهنش اسم شاه میره
میخام ببینمش اما سمت ماه میره
از دنیام شده دورِ دور
هرکه دیده شده کورِ کور
دلم قد دریا میزند شورِ شور
یکی خورشیدم را گرفت
وحالا دنیایم شگفت
درونم کمی نامرتب شده
دنیام مدتیست...
شب شده!
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل صفری
تاريخ: يکشنبه
30 آبان
1395 ساعت: 2:53