خرید بک لینک
عوض مال من شد انقدر که کویر هم چمن شد خنده هست اما از عادت کار من شد کم نمی گرده چشام گاهاً نمیفهمم کجام با خودم در جدلم نه این من نیستم,بدلم دوستت داشتم و حالا دودلم نبینمت راحتم, اینه مدلم در درس عشق رد شدم حتماً کم بود معدلم جا وا کردم براشون جوری که دل ببندی و بشی فداشون مخاطبات زیاد شدن؟ مراقب باش,گوسفندا هم صیاد شدن این روزها محترم هاش هم شیاد شدن از کنارت رد میشن خیلیا زود حتی کسی که معشوق لیلیا بود اما نگاه نکرد فلبش رو کلبه کرد اما بنگاه نکرد زمین نشست اما قلبش رو گذرگاه نکرد این روزا همه شبیه هم اما زود آشنا میشه غریبه هم همیشه اولش میگن سلام اما وقتی آخرش باشه کلام با یه گمشو همه میشه تمام آفتابشونو شرق دارن خیلیا اما یکم فرق دارن بعضیا آفتاب من راه میره زود همه چیز رو به چاه میده پشت پیراهنش اسم شاه میره میخام ببینمش اما سمت ماه میره از دنیام شده دورِ دور هرکه دیده شده کورِ کور دلم قد دریا میزند شورِ شور یکی خورشیدم را گرفت وحالا دنیایم شگفت درونم کمی نامرتب شده دنیام مدتیست... شب شده!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صفری تاريخ: يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت: 2:53

دلی دارم خاص از طلا یا الماس من و گذشته ام زنده ایم برای هم حال را رها میکنم وقتی برایش عمرم را بها میکنم همینجا همین الان زندگی را انتها میکنم اما می شناسم کسی را نمی داند درد دلواپسی را کارش شده له کردن عقاید دوستی با آدمای زائد دوستی با آتش خیانت به خاکش گوشی که بدهکار نیست رد شدن که راهکار نیست هر روز یکی که شاهکار نیست اون که سمتت میاد فداکار نیست خنجرش پنهان پشت کلامش در دام می افتی اگر دادی سلامش رفتن برایم راحت تر است اما من مثل تو نیستم می دانم کجایم و کیستم از که بودم و برای که بودم میجنگم اگر چه آخرش نابودم فاصله مان کم است قد بودنمان کنار هم قد آن چیزها که نباید یادت دهم قد آن وقت ها که من بودم متهم از دور برایت غصه می خورم نه از دوری ات بلکه از کوری ات نمی بینی که هست آنکه نباشد باید آنکه نگفت بیاید شاید آهسته تر از این می گذشت کاش اون که رازش را کند فاش بریده است و خسته حتماً چیزی کم دارد گل گذاشته جاش با این همه بدی حتی اگر جوابمو ندی فکر میکنم به افکارت آنقدر که سر در بیارم از اسرارت کی کردم شونه خالی که کنم احساس بی خیالی ؟ گفتم که من مثل تو نیستم...

برچسب: من مثل تو نیستم,من مثل تو نيستم,دانلود اهنگ من مثل تو نیستم تتلو, نویسنده: ابوالفضل صفری تاريخ: يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت: 2:53

گم شده هق هقِ گریه های مرد پشت صدای خش خشِ برگ های زرد راهی نیست جز طی کردن روزای سرد نگاهش میگوید که دیگر عادت کردم به درد تنها مرحمش شده عبور از کوچه های باریک یک بوق کوچک برای پنجره ای با چراغ تاریک در این شب های سیاه سهم ما شده یک نگاه کوتاه خیالم کمی راحت تر است از دور خیانت کمرنگ تر است تصور این که کسی نگاهش بر تو باشد پایم را می لرزاند خودش می داند کاش این هوا را به آتش می شد کشید به این جرم که مرا باز هم سمتت کشید پاییزمان رو به زمستان است زندگی کن که عشق همه داستان است...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صفری تاريخ: يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت: 2:53

گاهی غصه خوردن شیرین است زمانی که دردت درد دیرین است زبان کم می آورد برای گفتن شاخه ها ندارند زور شکفتن بی تقصیر است روزگار آدم خودش میشود ماندگار طعم تلخ به دوست باختن شیرین تر است از با غریبه ساختن اما تا کی دور شدن و به دور تاختن روز بی قرار شب آرام می شوم کلی پرخاش دارم اما ناگهان رام میشوم انگار خبر ندارم چه کرده ای روی کارهایت کشیدم پرده ای خردت کرده اند و حالا برده ای اون که دوستت دارد برایت آسیب است فکر میکنی که تمام خار ها درخت سیب است خوبی ها سربالایی و گناه عین شیب است داغ دلم در این سرما هنوز گرم است این روزها نگاهم مملو از شرم است آدم های سابق دیگر حضور ندارند پاهایم برای فرار از حقیقت دیگر زور ندارند دیگر سفر نمی کنم عمرم را پای انتظار هدر نمی کنم زیاد حرف شنیدم از دشمنام همونا که از دوستی با تو اشک زیر چشمام نمیشه تمام! دنبال اینم فقط... بیایم و شبها ببینم از دور کسی هست... گاهی رو صورتش کمی نور

برچسب: فقط کمی نور,مستند فقط کمی نور,مستند کمی نور, نویسنده: ابوالفضل صفری تاريخ: يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت: 2:53

دیگه مثل قبل نیست شادی به کوبیدن طبل نیست یه آدم به یادم باشه یا نباشه! مهم نیست فقط با یکی روبه راه شه به یادم نیست عادت به دستِ که دارم نمیشناسم کسی رو که ازش یه باشه دارم اون که بر می گرده ازت نگاهمه , همین فقط دیگه مهم نیست آرایش غلیظ چشم تو چشمای هیض دیگه دستاش غریبه همه حساش فریبه یه راهی رو انتخاب کرد سیر شد و آخرش شدم ترد بی حسی تو نگاهم موج میزد دیگه نیستم اون که حرفاشو تو اوج میزد خسته نیستم اما استراحت نیاز دارم علاقه به سکوت به بلندای دراز دارم گاهی قر میزنم اما خاموش میشوم زل میزنم فکر میکنم بیشتر مصمم میشوم دیگر باور کردم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صفری تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 10:41

خوب شد حال بد دیروزم صدایم سکوت شد فریاد به لبانم می دوزم زود شب میشه سر به زیر چشم بسته تند رد میشه هفته مسیرم که عوض شد بدرد نخورهاشم که حرص شد نیت هام هم غرض شد خوب شد! زخم نبودن کنارش غروب شد تابش نور نگاهش گلی که خشک شه رو آبش نمیدن دنیا میچرخه ولی تابش نمیدن اون که زیر سواله جوابش نمیدن عریان آبرو امتیاز به حجابش نمیدن دریا قول آب جز به سرابش نمیدن خراب بدها نشو که اگر بد باشی خرابت شوند سرت را بالا بگیر کمر خم نکن که سوارت شوند لا به لای جمعیت گم شدیم برای هم خوب شد دیگر طاقت دیدن نداشتم دیگر اعصاب شنیدن نداشتم دیگر حوصله گذشتن نداشتم کجا بودن و

برچسب: بازی چ,بازی چ دی, نویسنده: ابوالفضل صفری تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 10:41

صفحه بندی